عباس اقبال آشتيانى
397
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
در آخر عهد گيخاتو مأمور جمعآورى ماليات فارس شد و شيخ الاسلام به اردو رفت . پس از قتل گيخاتو بايدو فارس را بقاعدهء زمان ايلخان سابق در مقاطعهء شيخ جمال الدين قرار داد و شيخ برادر خود فخر الدين احمد را بضبط سواحل فرستاد و در مدتى اندك از تجارت دريا و ادارهء فارس اموالى بيشمار بدست آورد و تا مدتى آن حدود را از دستبرد عمال ستمپيشه آسوده ساخت . بعد از آنكه سوغنجاق در سال 670 محمود قلهاتى والى هرموز را مغلوب كرد تا چند سال جزاير خليج در دست نصرت پسر او بود . برادر نصرت يعنى ركن الدين مسعود برادر را با زوجهاش كشت و بر هرموز استيلا يافت . يكى از غلامان زوجهء ركن الدين مسعود بنام بهاء الدين اياز از اين حركت ركن الدين برآشفته عصيان كرد و ركن الدين را مغلوب ساخته هرموز را به تصرف خود گرفت . مسعود به پادشاه كرمان التجا برد و به كمك لشكرى او بهاء الدين اياز را از هرموز راند . بهاء الدين اياز بشيخ جمال الدين ملك اسلام توسل جسته بمدد او مسعود را شكست داد . مسعود هم در حال فرار جزيرهء لارك و جرون ( جزيرهء هرموز حاليه ) را غارت كرده و در دريا بر قريب دويست تومان زر و ابريشم و پارچههاى گرانبها متعلق بملك اسلام دست يافت و بار ديگر اعتبارى بهم زده مدّعى اياز شد . لشكريان اياز و ملك اسلام از طرف هرموز و كيش رسيده مسعود را شكست دادند و بهاء الدّين اياز در هرموز مستقر گرديده بنام ملك فخر الدين احمد برادر ملك اسلام خطبه خواند و سكه زد . در سال 695 ملك اسلام به سركشى عازم سواحل و جزاير شد ولى در اين تاريخ بين لشكريان فخر الدين احمد و بهاء الدّين اياز نزاع درگرفت امّا اياز حق نعمت ملك اسلام را فراموش نكرده به خدمت او شتافت و عذر حركت ناپسند لشكريان خود را خواسته بار ديگر بمقام سابق برقرار شد . در موقع سفر ملك اسلام بههرموز هرقداق بامر غازانخان و تحريك عز الدين مظفر براى رسيدگى به حساب ملك اسلام بشيراز آمد و ابتدا بر عمال او سخت گرفت ولى اندكى بعد يرليغ ايلخان به استمالت ملك اسلام و احضار او به اردو رسيد . ملك اسلام هم پس